حضرت یوسف – ویکی فقه

یوسف از قعر چاه متوجه شد که سر و صدایی از بالای چاه می آید و به دنبال آن، دلو و طناب را دید که به سرعت زیر می آید، فرصت را غنیمت شمرد و از همین عطیه الهی بهره گرفت و بی درنگ به آن چسبید. در این هنگام عزیز مصر از خوف این که ماجرای اسف انگیز بر ملا نشود و از تمامی مهمتر بر سر زبان ها نیفتد و آبروی خاندان عزیز مصر بر باد نرود، صلاح دید که سر و ته قضیه را به هم آورده و بر آن سرپوش نهد، لذا رو به یوسف کرد و گفت : «ای یوسف! تهدید همسر عزیز مؤثر واقع شد و غرور و خودخواهی او نیز کمک کرد. هر چه برادران نزد عزیز آمده و در آزاد ساختن او خواهش کردند مؤثر نیفتاد، حتى حاضر شدند یکى از ایشان را بجاى او بگیرد و بر پدر پیر او ترحم کند، موثر نیفتاد. در همین در میان کسی که از همه عمده دلداده یوسف شد و علاقه او قلیل ناچیز به صورت عشقی آتشین در آمد و در اعماق دل و جانش اثر کرد، بانوی کاخ و همسر عزیز مصر بود که نامش را «راعیل» و لقبش را «زلیخا» ذکر کرده اند. چون اثر ها آزادگی و نماد بزرگی در او مشاهده کردند و احتمالا بر اثر تحقیق و سؤالی که از وی کرده بودند او را شناختند و دانستند که فرزند دلبند یعقوب و نوه ابراهیم خلیل است. زمانی کاروانیان او را خارج آوردند به آنان گفتند که همین جوان، غلام زر خرید ما بود که از دست ما فراروگریز کرد و به اینجا آمد و خویش را در این چاه مخفی کرده است. پادشاه امر او را زیاد عظیم دید و علم و حکمت و استقامت و امانت او در حیث وى تبارک آمد، دستور آزادى و احضارش را مجددا صادر کرد و امر داد تا اهمیت کمال عزت و احترام احضارش کنند و گفت: او را برایم بیاورید تا من او را منحصر به فرد خود سازم، وقتى او را آوردند و دارای او به گفتگو پرداخت، گفت: تو دیگر امروز نزد ما داراى مکانت و منزلت و امانتى زیرا به دقیقترین وجهى آزمایش و به بهترین وجهى خالص گشته اى. خدای سبحان هم بیان فرمود که یوسف خواست تا از خویش دفاع کند و به همان دسته که زلیخا قصد حمله به او را کرد، او نیز چنانچه دلیل آفریدگار خود را ندیده بود قصد زدن زلیخا را می کرد اما به جهت این که یوسف از بندگان مخلص ما بود و خواستیم بدی و فحشا را که به عبارتی قتل یا اتهام بود از وی به دور کنیم، موضوع را به او وحی کردیم تا بدی و فحشا را از او بگردانیم و او از بندگان کلیدی اخلاص ما بود. کم قلیل یوسف متوجه شد که درهای تو در توی کاخ هم به امر او بسته شده می باشد و (به طوری که در بعضا از روایات آمده هست او هفت در را بست تا یوسف هیچ راهی به جهت گریزو فرار نداشته باشد و احتمالا دارای این عمل می خواست به یوسف بفهماند که نگران فاش شدن نتیجه فعالیت نباشد، چرا که هیچ کس را اقتدار نفود به پشت همین درهای بسته نیست) یوسف به طرف اتاق منحصر به فرد خوابگاه زلیخا راهنمایی می شد و چون باطن اتاق خواب شد زلیخا را دید که از خود بیخود شده می باشد و حیاتی بی صبری، مصمم می باشد که از یوسف کامجویی کند و تمامی همین مقدمات را هم به جهت این عمل مهیا ساخته Yousef asadi youtube است. اگر از تایپ کردن این مطلب لذت بردید و مطمئنا می توانید اطلاعات بیشتری در آیتم سایت یوسف اسدی لطفا از ورقه ما بخواهید.

ایندکسر

hacklink al hd film izle php shell indir siber güvenlik türkçe anime izle Fethiye Escort Fethiye Escort Marmaris Escort android rat istanbul duşakabin fud crypter hack forum birthday gift