دختر اتصال به پدر مرحوم او رشد می کند مانند گل رز

او فکر گل رز را رز.

“چرا شما نمی رشد آنها ؟” او پرسید. “شما به نظر می رسد که این شیفتگی.”

او توضیح داد که او احتمالا نمی تواند رشد گل رز. گل رز نیاز به صبر و شکیبایی که او تا به حال هرگز.

که چگونه از آن آغاز شده است.

مارشا Buford تا به حال هیچ ایده او در مورد تجربه شگفت انگیز ترین تصادف در وسط یک بیماری همه گیر.

آن شد مارس 10, حدود یک ماه به کروناویروس مستند. مارشا و دوست Darnell Elzy راه می رفت گذشته نارنجی لوتری دبیرستان از طریق یک پرتقال محله. Darnell, گیر افتاد, Marsha توصیف گل سرخ دوباره.

با وجود او گل و بلبل, خانواده, درخت, Marsha شد یکی تنها یکی متولد بدون نما سبز. خواهر او شد گلفروش. او دو برادر شد landscapers.

پدرش او می تواند هر چیزی را که ریشه در خاک را به هنر است.

عابران خانه اش در شمال ساکرامنتو خیابان نمی توانست شناخته شده از مارشا نسب که کشیده برای انقلاب روسیه مزارع آبی پنبه و زنبور عسل به گلخانه در وزارتخانه های کشاورزی در مسکو از طریق وحشتناک زندان اردوگاه های جنگ جهانی دوم گذشته و جزیره الیس قبل از فرود در وسط بیشه مرکبات در اورنج کانتی.

Darnell نمی را بدون پاسخ است. او را رشد گل های رز, هم, و این امر می تواند یک پروژه می تواند آنها را با هم در حالی که جهان بود و تعطیل.

حتی بهتر Darnell می دانستند که می تواند به آنها کمک کند. نام او لیزا گیلمور و همسرش, رکس, صاحب مونرو اقیانوس آرام مهد کودک در هانتینگتون بیچ.

رکس گیلمور در رشد پدرش پل مهد کودک گیاه پسران در توستین خیابان در نارنجی. رکس در رشته باغبانی از کال پلی پومونا و او متعلق به مونرو و اقیانوسیه از سال 1990 است. او کامل رینگر به آنها راهنمایی در رسیدگی به جدید رز باغ Darnell گفت.

در آوریل 25, Darnell و مارشا سفر 17.5 کیلومتر از نارنجی به هانتینگتون بیچ و پارک شده در مقابل مهد کودک. رکس ملاقات آنها را با یک لبخند بزرگ.

او گلهای پسر که دوست دارد به صحبت. به عنوان آنها راه می رفت به سمت گل رز رکس می توانید ببینید مارشا چشم بودن به جذب تعداد زیادی از گل های رنگارنگ.

او تا به حال یک داستان برای همه آنها. وجود گیاهان به نام “دیروز امروز و فردا” (Brunfelsia بومی برزیل) که تغییر رنگ بسته به زمان از روز است.

“او توصیف انواع مختلف از گل مانند آنها فرزندان خود را در” مارشا به یاد.

او نشنیده بودم کسی بحث در مورد گل مانند است که پس از او درگذشت پدر در سال 1975 زمانی که او 22 سال سن دارد.

مارشا یاد و گفت: “پدر من یک گیاه شناس در روسیه است.”

رکس گیلمور متوقف شده است.

“او به نظر می رسد در من” مارشا گفت.

رکس به او گفت: “من می دانستم که یک گیاه شناس … نام او Wassiliew.”

“دهان من باز کاهش یافته است,” مارشا گفت.

رکس می بینم اشک نورد پایین صورت خود را.

آن را طولانی نیست قبل از رکس بود گریه بیش از حد.

“من احساسی تا زمانی که او را عاطفی” رکس گفت. “این کاملا یک تصادف است.”

رکس نه تنها می دانستند تبادل نظر Wassiliew او شده بود به مارشا را به خانه دوران کودکی در کلیولند خیابان و او تا به حال شده است با الهام از قدیمی روسی گیاه ، او به نام Wassiliew “یک دانشمند دیوانه” در اکثر یابم راه ممکن است.

همه چیز تغییر

تبادل نظر متولد شد و در روز کریسمس در سال 1901 در شهر به نام تامبوف که به معنی پرتگاه است.

موجی موهای تبادل نظر Vasilev یکی از شش برادر که آموخته است به کار در مزرعه است. آنها تا به حال لیمو و پرتقال باغ و زنبور عسل است. پدر و مادر خود را زد و یک فروشگاه عمومی.

به عنوان یک مرد جوان تبادل نظر فرستاده شده به موسسه باغبانی و سپس به دولت روسیه مزرعه در Vashsk (یک نام است که دیگر وجود ندارد در نقشه) که در آن او به عنوان علمی استاد راهنما در یک ملک با 2000 مرغ و 700 خانه زنبور. در سال 1934 او فرستاده شد به شوروی گرجستان جایی که او آموخته است که به رشد چای و آبی پنبه. او نیز راهی به لیمو و درختان پرتقال شکوفه سریعتر از طبیعی خود را زمان.

تبادل نظر Vasilev بود بتنی ،

او نوشت: پنج کتاب که منتشر شد در اتحاد جماهیر شوروی و بعد از آن آلمان – موضوعات: باغبانی (1934) زنبور عسل پرورش (1937) کشت سبزیجات (1938) زنبور عسل پرورش دوباره (1949) و میوه های در حال رشد (1950). تبادل نظر شد و نویسنده پرکاری با خاک در زیر ناخن.

در سال 1938 او برای وزارت کشاورزی در تمام شوروی نمایشگاه در مسکو. که می شده اند یک موقعیت دائمی شده است, جنگ جهانی دوم است.

این گیاه شناس زندگی, تغییر در سال 1941. او تدوین شد و به ارتش سرخ روسیه در ژوئیه 1. در ماه اکتبر او دستگیر شد و توسط آلمانی ها ،

تبادل نظر نبود یهودی. او عضو کلیسای ارتدکس روسیه. اما که نمی بهبود وضعیت خود را در طول جنگ.

تبادل نظر شد و فرستاده شده به یک زندانی اردوگاه جنگ نزدیک به آنچه که در حال حاضر Swinemunde, لهستان. با توجه به نامه های کشف شده توسط مارشا تبادل نظر نوشت که او موفق به فرار از اردوگاه در سال 1944 و فرار به برلین. او مجددا دستگیر و مجبور به کار برده به عنوان یک “ostarbeiter” که در آن او بود و نزدیک به حد مرگ به کار در یک کارخانه او به نام “جهنم کارخانه” ساخت خودرو و موتور.

“آنها آویزان شد اگر آنها سعی در فرار,” مارشا گفت.

نامه های خود را توضیح نمی دهد چگونه او ملاقات والنتینا که شد ، والنتینا دستگیر شده بود در 15 توسط آلمانی ها که با هجوم آپارتمان او را در اسمولنسک روسیه. او گرفته شده بود به اردوگاه کار اجباری داخائو که در آن دست و قفسه سینه بودند خالکوبی با شماره شناسایی و راهنمایی از دو تا از انگشتان خود را قطع.

مارشا نمی دانم زیادی در مورد وحشت وارد بر پدر و مادر خود را و یا چگونه رابطه خود را توسعه یافته است.

یک نامه می گوید: “فوریه 1945 meried و در ماه مارس با همسرم فرار از برلین به مونیخ.”

“فرار” به نظر می رسد مانند یک انجام نگرفته توضیح.

“آنها نمی صحبت زیاد در مورد آن” مارشا گفت.

جدید آمریکا صفحه اصلی

تبادل نظر و والنتینا تا به حال دو پسر Nickalous و Alexsander در مونیخ.

در سال 1951 این زن و شوهر برای امضا یک برنامه که در آن کلیساها در سراسر جهان شد کمک به شهروندان آواره از جنگ. اولین کلیسای پروتستان از نارنجی شد حمایت خود را.

این Vasilevs فرود در جزیره الیس در ژوئن 28, 1951.

ظاهرا نام خانوادگی خود را بیش از حد دشوار است برای برقراری ارتباط و یا درک شود توسط ایالات متحده مهاجرت کردند. هنگامی که آنها به سمت چپ نیویورک محدود برای اورنج کانتی آنها تبدیل شده بود Wassiliew خانواده است.

آنها زندگی در یک آپارتمان بالای گاراژ از Vern, ولنتاین, یک عضو کلیسا به رنگ نارنجی است. در ازای اتاق و هیئت مدیره تبادل نظر مشغول به کار در ولنتاین گسترده باغ رسیدگی توت فرنگی, آوکادو و سیب زمینی و خربزه. او به خصوص افتخار او در نامه ای نوشت که او یک آلمانی توت فرنگی با کالیفرنیا شستا توت فرنگی, ساخت تر و معطر میوه با بالاتر قند.

تبادل نظر در نهایت به سمت چپ مزرعه به کار برای Sunkist. سپس او جرأت را در خود و تبدیل به یک landscaper. در آخرین سال از عمر خود را درخشان گیاه شناس روسی ساخته شده زندگی خود را با زنی چمن. والنتینا بود ،

مارشا متولد شد و در سال 1953 و خواهرش والنتینا (نام مادر) متولد شد و در سال 1955. حتی اگر آنها داده بود مارشا آمریکایی صدایی نام تبادل نظر همیشه به نام دختر خود را “ماشا.”

‘آن را جادویی’

آن سال 2020 زمانی که مارشا Buford تصمیم به ایجاد یک تغییر.

او هرگز دوست داشتم مقابل خانه او.

توسط یک حصار بلند یک “زشت” “بو” لانتانا مستطیل خزنده به سمت ویندوز مانند یک سارق را جلوی خانه بود “بد” او گفت:.

مارشا احساس درماندگی در برابر پرچین. آن تبدیل و گیاه گل ؟ به هیچ وجه. او خودش در نظر گرفته ناتوان. لعنت تقریبا.

مارشا هرگز قادر به رشد هر چیزی را مگر اینکه شما تعداد دفعات مشاهده که زشت لانتانا پرچین.

به مسائل بدتر از او خواهد بود و راه رفتن را از طریق نارنجی محله – 4 مایل در یک روز مانند ساعت و متوجه زیبایی در مقابل از خانه های دیگر. به خصوص گل رز. کسانی که گل رز او را دیدم ترکیدن بنفش تیره قرمز و پوشیده از برف سفیده بنابراین مسحور او در بر داشت خودش حمل کلیپرز و snipping روزانه شکوفه برای دسته. بیشتر از زمان او اجازه بخواهید.

او دوست داشت برای قرار دادن گل بر روی میز. یا هر طوری که اغلب او را به فیرهاون پارک یادبود که در آن او را به محل آنها را در پدر و مادرش میشود.

تا ماه مه سال 2020 تعداد کمی از مردم که جرأت پایین مارشا Buford را کول د ساس را حتی متوجه Buford خانه. مانند راست ردیف از کوره پزخانه های بژ RV در جلوی خانه و مطلوب پرچین چیزی پیشنهاد کرد که مارشا ریزه اندام و, پر انرژی, ورزش, تا به حال همه که زیبا بتنی در خون است.

وجود دارد هیچ چیز در مقابل Buford خانه به سیگنال او مطرح شده توسط یک پدر که سقف رنگ طلایی و نور آبی و طراحی پیچیده و اندود گچ و سیمان چیده ارایی خرس مهندسی کوتوله درختان میوه و رشد گل رز که dangled مانند صور فلکی در مقابل مارشا کودکی خانه در شمال کلیولند خیابان در نزدیکی شهر قدیمی نارنجی با نشانه آن است که گفت: خود را به نام “تبادل نظر Wassiliew را افلاک نما” – حلق آویز در کنار درب جلو.

اخیرا چیزی آمد مارشا امریکاس. چیزی هم زده در خون است. او الهام ؟ شاید کمی از خود بازتاب و یا مرگ و میر که به ظاهر هر کس احساس در جهانی همه گیر. شاید آن زمان اضافی ایجاد شده توسط lockdown. شاید آن کسانی که پیاده روی روزانه را از طریق بسیار رنگ یا کمی با ارنج زدن از یک دوست.

هر چه بود او متقاعد شد که خانه او نیاز به یک جراحی کشیدن صورت.

“من جلو,” او گفت شوهرش جان. او به او بازگشت.

به طور ناگهانی به وجود آمده و وعده رنگ های جدید در منحنی انتهای شمالی خیابان ساکرامنتو. مارشا Buford پاره دور پرچین کاشته و گل سرخ – آبی و صورتی و زرد و قرمز و سفید و مرجان گل سرخ.

در طول راه مارشا شنود گذاشته به چیزی که او مطمئن بود که مرده بود 45 سال پیش.

“آن جادویی بود,” او گفت: از طریق اشک او.

او در بر داشت یک اتصال به پدرش.

“من احساس باور نکردنی خود را به روح هدایت من,” او گفت:. “من می توانم صدای او را بشنوید … ‘Malenkiy ماشا” او با من تماس در روسیه است.”

کمی مارشا.

یک دختر آمریکایی

این Wassiliews نقل مکان به خانه در شمال کلیولند خیابان در سال 1957.

پس از آن بود ،

مارشا به خاطر مراقبت از پدرش قرار داده و به سقف که او به رنگ آبی روشن و طلا و آویزان لوستر “مانند تزارها” او به او گفت. تبادل نظر مطرح جوجه, خرگوش, قرقاول و زنبور عسل است. تبادل نظر دو گلخانه پر از ارکیده در حیاط خلوت. او بزرگ شده, سیب, پرتقال, هلو, گریپ فروت و زردآلو درختان. او ساخته شده ارایی, خرس, اسب و خروس و قرقاول.

تبادل نظر متقاعد شده بود او می تواند ایجاد یک کوتوله درخت هلو که با مته سوراخ کردن میوه ها با رنگ قرمز و سفید پالپ. او tinkered برای سال در “Eldorado” را به عنوان او آن را به نام به نام بعد از شهر افسانه ای از طلا.

تبادل نظر نگه داشته و یک کوزه پر از آب در زیر پله ها و کوزه عسل توسط وان حمام. او در زمان عسل حمام تقریبا هر شب. عسل حمام او گفت: خوب برای پوست است.

در Wassiliew خانه در بهترین روز از سال چهارم جولای.

“آنها خیلی خوشحال می شود در ایالات متحده آمریکا و” مارشا گفت.

آنها میزبان یک روز استقلال با کنیاک پیراشکی (سرخ شده در خمیر جیب گوشت و پیاز) و قرمز سالاد سیب زمینی با چغندر.

با وجود روسی, ریشه, Marsha شد یک دختر آمریکایی. او مانند گروه “بوفالو اسپرینگفیلد.” او و دوستان او را “toloe'” در میان ردیف درختان پرتقال. Toloe’ او گفت: درگیر آبجو اتومبیل و رانندگی سریع در میان درختان. و یا او را “قلعه شکار” که در آن او و دوستان او خواهد اجرا از طریق غنی محله تلاش برای تنظیم کردن آشکارساز حرکت چراغ.

مثل اکثر بچه های مارشا نورد چشمان خود را در پدر و مادر خود را.

“من تا حدودی خجالت لهجه خود را,” او گفت:. “من ضربه خودم را در که در حال حاضر است.”

او به یاد می آورد زمانی که او 16 پدرش آغاز شده بود محوطه سازی کسب و کار. او تا به حال مشکل با گواهینامه رانندگی خود را به طوری که او ساخته شده مارشا او را به چمن درو شغل.

“من میگردند شد,” او گفت:.

“دانشمند دیوانه”

وجود دارد یکی دیگر از نوجوان. او میگردند.

او بیشتر شبیه به یک اسفنج خیساندن تا دانش از درخشان شناس.

بین زمان او 14 و 17 رکس گیلمور ملاقات و تبادل نظر Wassiliew چندین بار در داخل گیاه پسران مهد کودک. تبادل نظر shopped وجود دارد ،

“من به صحبت کردن به او” رکس گفت. “او مانند یک دانشمند دیوانه, اما بعدها فهمیدم آن تمام معنا.”

در اطراف کریسمس تبادل نظر خواهد آورد کنیاک به گیاه پسران به گسترش تشویق خوب است.

“من می خواهم که یک جرعه طولانی نوشیدن …” رکس گفت: “زمانی که پدرم نبود در دفتر.”

در سال 1964 تبادل نظر دعوت گیلمور خانواده را برای صرف شام. قبل از این مواد غذایی خدمت کرده بود او در زمان رکس برای یک تور از حیاط خلوت. تبادل نظر نشان داد رکس چگونه به استفاده از یک سرنگ برای نفوذ میوه جنین. به نام او روند “آفتاب تابش” رکس به یاد.

“آن را پر از گیاهان همه جا” رکس گفت. “او تا به حال مهندسی درختان لیمو به بوی مانند Bacardi رم.”

چه رکس نمی به یاد داشته باشید از همه کسانی که سال پیش بود که تبادل نظر صاحب دو دختر. مارشا گفت: او باید شده اند پنهان شده در زیر پله ها که Gilmores آمد به شام.

رکس به یاد ارایی حیوانات از جمله طاووس که تا به حال سر سبز و زرد دم.

که طاووس تغییر رکس زندگی است.

دانستن رکس دوست game, این, بسیار, تبادل نظر آورده طاووس به عنوان یک هدیه به گیاه پسران که در آن قرار داده شد بر روی صفحه نمایش. که در آن دیده می شد توسط Al Stovall معروف آناهایم hotelier. Stovall متعلق به چند خواص در اطراف دیزنی لند (“مسافرخانه” فردا “کهکشان” “فضا سن” “آپولو” و “کیهانی سن”).

“او را دیدم طاووس” رکس گیلمور به یاد. “و او از من پرسید شما می توانید هر چیز دیگری؟”

جوان رکس راه اندازی یک حرفه ای ساخت درخت ارایی زرافه, گوریل, اسب و پودلس. زمانی که دموکرات ها آمد به آناهایم او خر. زمانی که جمهوری خواهان در آمد او ساخته شده فیل. در همه او تخمین می زند او ساخته شده بیش از 700 انبوه حیوانات در حرفه خود.

همه به خاطر تبادل نظر را طاووس.

زمان بندی همه چیز است

تبادل نظر Wassiliew رویای آمد واقعی در سال 1975. او اختراع خود را کوتوله درخت هلو که با مته سوراخ کردن میوه که او به نام “گوشت قرمز” یا “گوشت سفید.”

در فوریه. 21 او به فروش می رسد که حق ثبت اختراع برای Eldorado درخت هلو به Jackson & پرکینز نفوذ مهد کودک تاسیس در سال 1872. توافق را تضمین درآمد برای 18 سال است.

مارشا پدر در بالای جهان است. او به یاد می آورد او را از آن روز با شکوه.

“من فکر کردم که او بسیار خوش تیپ و درخشان” مارشا گفت. “من بسیار افتخار از او.”

در فوریه. 22, Marsha یک تماس. پدر او در بیمارستان است. او دچار یک حمله قلبی.

او روز بعد از الدرادو معامله است.

“این وحشتناک” مارشا گفت. “هر بار که من فکر می کنم در مورد Eldorado آن را غم انگیز است.”

حق امتیاز خود را از الدرادو درختان به ارمغان آورد در حدود 4000 $در هر سال به 18 سال, Marsha گفت. تبادل نظر کودکان تقسیم پول به طور مساوی میان خود.

مارشا را هرگز فراموش نکنید که پدرش ارتدکس روسیه در مراسم تشییع جنازه که در آن Wassiliews سنت از هر یک از اعضای خانواده پرتاب خاک روی تابوت تا آن را پوشش داده است.

“بود که حقیقی,” او گفت:. “این خیلی عجیب و غریب به خاک پرتاب در او.”

اما پس از آن ضربه ،

“من متوجه شدم که خاک عشق از زندگی خود را” مارشا گفت. “همه چیز او را از خاک.”

اتصالات

مارشا Buford تا به حال یک تصمیم.

کدام گل است ؟

او راه می رفت با رکس گیلمور به دنبال در تمام انواع مختلف. او در بر داشت خودش را با صحبت کردن به پدرش.

“پدر” او گفت: “به من کمک کند پیدا کردن سمت راست گل رز. من احساس باور نکردنی خود را به روح هدایت من است.”

مارشا خریداری چهار نوع از گل رز از رکس – ملودی عطر عشق, تیفانی و لمس از کلاس. او پاره پرچین کاشته و گل سرخ همراه جلوی خانه او.

“من در صبح و سلام به من گل سرخ” او گفت:.

اما گل سرخ به عنوان او می دانست که می تواند بسیار دشوار است. برای چند هفته او می تواند بسیاری از شکوفه.

سپس درست قبل از روز پدر …

“من جوانه,” او گفت: هیجان.

شما تقریبا می توانید احساس پدرش لبخند.

“Malenkiy ماشا” او می گویند.

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.de