خوشمزه داستان احتیاطی در مورد نوشتن گروه

از هر نویسنده چگونه آن را در قرنطینه و به آنها پاسخ خواهد داد “نه بسیار متفاوت از زندگی عادی.” این است که چگونه خلاقیت با این نسخهها کار برای نویسندگان. شما سوراخ خودتان را در خانه خود گیاه لب به لب خود را در صندلی خود را خیره در روی صفحه نمایش کامپیوتر, دریافت, سرعت, طبقه aimlessly از تلاش برای کشف کردن صحنه بعدی بررسی یخچال, برای, تنقلات, راه رفتن سگ 18 بار در روز در انتظار ایده های به آمده است.

یا اگر نوشتن برای رفتن به خوبی شما نشستن در پشت میز خود را clattering دور در صفحه کلید خود گفتن سگ “در یک دقیقه مامان می تواند شما را برای یک پیاده روی. در یک دقیقه. یک سگ خوب.” زمانی که نوشتن را به خوبی می گذرد یک روز پر برکت است که هیچ تحویل فرد حلقه مفت بدون جلسات باید به باران و لباس پوشیدن و هیچ دوست است, پیشنهاد ملاقات شما برای یک ساعت یک مبارک چرا که آنها به شما بگویم در مورد روز خود را. همه نویسندگان عشق قرنطینه اما تقریبا همه خود قرنطینه برای دریافت کار انجام می شود.

نوشتن کار است و نیاز به زمان و تعهد نشان – تمام چیزهایی که هر شغلی نیاز به حتی جلسات. جلسات با عوامل و سردبیران و روان. اما حتی قبل از انتشار وجود دارد نوشتن جلسات گروه.

همه نویسندگان شرکت در گروه نوشتن بسیاری از مایل به آنها نیست اما انجام بسیاری از باید اما فکر می کنم آنها نمی نیاز به کمک و برخی از آرزوی آنها بود اما نمی دانم که در آن برای پیدا کردن یکی. برخی از شکستن در کهیر زمانی که آنها به شما اجازه نزدیکی غریبه را بخوانید اولیه پیش نویس. برخی نمی پیدا کردن آنها لازم است. همه کسانی که به دلایل معتبر هستند. اما بسیاری از نویسندگان مانند نه تنها مهلت و متنوع, ورودی, کار خود را, اما آنها مانند به طور منظم برنامه ریزی شده پشتیبانی از طریق شنیع و تنها روند ایجاد یک کتاب است.

من چیزی از نوشتن گروه فاحشه در حالی که نوشتن اولین رمانم. منظورم گذاشتم با هر کس در گروه من. به من اعتماد ترین گروه ها پر از زنان میانسال که نشان نمی دهد تا در هر چیزی که ندارد الاستیک waistbands و ما معمولا ترک گریه و ولع مصرف مواد غذایی راحتی. نه آنتی ویروس. منظورم فاحشه است که من پیوست هر گروه من می تواند پیدا کنید. من می خواستم بازخورد بسیار در صفحات من. من سعی کردم تمام اشکال و اندازه های مختلف از گروه های. گاهی اوقات من متعلق به دو و حتی سه به طور همزمان. و این به ترین کون چیز از همه: من همه چیز را آنها به من گفتند را انجام دهد.

یک گروه خاص در من به نام قدرت من گروه از آنجا که همه آنها زنان (plus one man) ساخته شده است که همه چیز اتفاق می افتد در جهان است. این است که اگر دنیای هالیوود شد. آنها شامل در میان دیگران یک ستاره فیلم روزنامه نگار در حال حاضر در حال معروف, نویسنده, یک ستاره تلویزیونی از یک ضربه ’70s طنزهای تلویزیونی و تبلیغات copywriter برای تمام کسانی که سرد تبلیغات شما که در اوایل 2000s. رهبر بود و کمتر از اپرا باشگاه کتاب انتخاب نویسنده قبل از 2.0. من حق پیوست و پس از او دعوت شد تا به باشگاه و خود او موفق به دریافت فوری پرفروش وضعیت.

من در آنجا شاهد هنگامی که کتاب او شروع به فروش و او خریداری جدید, حمام, حوله و سپس یک جدید میز قهوه و ما به تماشای اپرا زندگی خود را تغییر. من به طور کامل اختصاص داده شده به این گروه به این دلیل که آنها بدیهی است که بهتر و دقیق تر و غنی تر از من بود.

برخی از مردم باید مسائل را با اقتدار اما نه من هیچ مشکلی با چهره های قدرت – من هر کاری را که آنها به من بگویید برای انجام و ما همه خوشحال.

زمانی که گروه نقد صفحات من آماده بودم تا هر چه آنها را به من داد. هنگامی که این زنان (به علاوه یک مرد) به من گفت به خلاص شدن از شر churchy در اوایل پیش نویس از اولین رمان “MoonPies و ستاره های فیلم” من آن را انجام داد. هنگامی که رهبر پیشنهاد من سوئیچ را از اول شخص به سوم من آن را انجام داد. سوئیچ درخشان مشغول به کار من بیشتر در دید محیطی برای یک شخصیت که تکیه داده بود به سمت یک بعدی. زمانی که آنها به من گفت که گویش کار نمی کند به جز در گفت و گو کردن آن رفت. من استعاره به آنها گفت: نیاز به تمرکز بیشتر به سمت غرب و در جاده و محیط زیست است. آه! من آن را دریافت کنید و من که از.

“به روبی یک کار” معلم من گفت: من شخصیت و به بولینگ alleys من رفت و به تحقیق من شخصیت اصلی روبی جدید خود اشتغالی. به زودی روبی تا به حال بیشتر ماده و ذوق. کسانی که منحرف کامیونداران که نشان می دهد تا در فصل 8 زده از داستان است. یاقوت تصمیم می گیرد به جوراب مادر در قانون در صورت. بررسی کنید. توقف در نیومکزیکو و آریزونا رفته است. این hell’s Angels با هدف حذف شده است.

زمانی که به من گفته شد داستان این دوران بیشتر احساس ’70s من به رسمیت شناخته شده تلویزیون من, منابع فریاد زد ’70s تمام مینی دامن و پف کرده مو بود مستقیما از ’70s فروشگاه سیرز – نوشتن گروه نقطه بود و من تا به حال آن را دیده. پس 1976 شد من آهنگ تم. هم بزنید در برخی از هالیوود, گرانج آن دوران است? من در آن بود.

بنابراین اختصاص داده شده به این گروه من سوار سه ساعت به طور منظم از سن دیگو به لس آنجلس با دو نفر دیگر از احساس وحشت و نگرانی پر حرف زنان است. در گروه رهبر را کسی آورده قهوه و بقیه از ما به ارمغان آورد برخی از نوع اسنک شور مانند چیپس و یا پاپ کورن. ما munched تمام بعد از ظهر و از ظهر تا 4 بعد از ظهر من carpoolers و من به رهبری بازگشت جنوب به سن دیگو. توقف در اورنج کانتی به رها کردن یک carpooler ما می خوریم در گذشته رستوران به نام کو کو رو که تخصصی در بوداده مرغ. KKR نیز تا به حال یک بوفه پر از عالی ترین از کربوهیدرات پر از غذاهای راحتی. My faves شد طرف از مک و پنیر و سیب زمینی له شده. پس از تمام کسانی که ساعت ریختن بیش از ما groupmates صفحات رفاقت و آسایش ضروری بود. ما گاهی برای بازگشت به قرنطینه اما چاشنی چهره ما در اولویت.

در نهایت هر دو carpoolers زمان وقفه از این گروه به کار بر روی پروژه های دیگر. که زمانی که من روشن به گرفتن قطار به اتحادیه ایستگاه که در آن امیل ویلسون (به علاوه یک مرد) برداشت من تا به درایو من به گروه جایی که او یک عضو بیش از حد. پس از کارگاه ما می خواهم به بازگشت به خانه خود که در آن ما می خوردن پای او پخته و پس از آن ما می خواهم دروغ در اتاق نشیمن ما شکم بیرون زده در حالی که ما منعکس شده در روز انتقادات و فکر فضائل خوردن پای خوش طعم برای شام و پای شیرین برای دسر. آن را ممکن است به بیش از حد پای? هیچ نتیجه گیری شد.

پس از یک روز کامل از هر دو ادبی و الطعام شکم پرستی, من می خواهم نژاد از لس آنجلس به خانه من در سن دیگو بازگشت به خود انزوا. در روی میز کار من یک بار دیگر پرتاب, بازنویسی, حذف, تغییر, اضافه شده, تجدید نظر شده, ویرایش شده, مانند یک سگ را در سطل زباله حفاری برای پوست مرغ در پایین.

زمانی که من تا به حال پنجم پیش نویس رمان زیر کمربند من, من نشستم به خواندن همه چیز را از طریق. هنگامی که من به پایان رسید من گریه کردم. نه اشک شادی که من تا به حال یک جایزه پولیتزر برنده یا اپرا خواهد بود خواستار به زودی. من گریه کردم چون نمی توانستم بگویم اگر من کتاب در مورد یک زن فروش مارهای زنگی در کنار جاده, اپرا صابون ستاره که خوردند MoonPies یا مسلح به یک گل اطلسی فروشنده در آلبوکرک. من تا به حال یک mulligatawny خورش. من دیگر می دانستم که آنچه در این رمان بود. خوب شاید من هرگز می دانستم که آنچه در آن بود, اما من حداقل تا به حال برخی از حس که در آن شخصیت های من و من در راس بودند.

من تا به حال گرفته شده در هر قطعه از مشاوره بدون در نظر گرفتن آنچه که من می خواستم این کتاب بود. نه “در مورد” اما “بود” را به عنوان قلب و روح از این کتاب است. من تا به حال به انجام آنچه من گفته شد. من تا به حال نگهداری می شود حقیقت با سرمایه “T.” من تا به حال به گوش همه زنان فوق العاده (و یک مرد) در این گروه همه به یک رشته خاص از موفقیت اما من را فراموش کرده به گوش دادن به دل و روده من. من تا به حال به گوش من غریزه هر چه که بود. من به سادگی خود را در زمان مشاوره در این زمینه با آن تحویل داده شد. فانتزی, هالیوود, انواع دانید چه چیزهایی باید باشد درست است ؟

زمانی که گفت: “hell’s Angels صحنه نبود با اضافه کردن هر چیزی به روایت آنها حق داشتند تا آنجا که چگونه است که صحنه باز شدن در صفحات آنها تا به حال در مقابل آنها. اما اگر من می خواهم به گوش دل و روده من من می خواهم که آن را شنیده از من بپرسید “خب چه صحنه نیاز به آن را به کار در کل مقاله? چرا که این الاغ بد بچه ها را نشان نمی دهد تا بر روی صفحه خود را مگر اینکه آنها را به حال چیزی برای گفتن دارد.”

در حالی که من نشسته در نگاه من نقاشی میز هل به گوشه ای از اتاق خواب من من خیره شد در صفحات که در آن صحنه استفاده می شود. جایی بین Lordsburg, New Mexico, که در آن churchy بانو Suddy نمی تواند پیدا کردن یک کلیسا در میان تمام میله و فینیکس, آریزونا زمانی که grandkids رو از دست داده در خارج از سیرز میرسد خالی و بی معنی کشش از بزرگراه در سفر خود را.

به عنوان من همچنان به در خیره فضایی که برگزار شده بود از دست رفته صحنه کوچک من درونی نویسنده زمزمه به من. زمزمه آرام من تا به حال به می گویند: “چی؟” و او هنوز هم زمزمه بنابراین من نگه داشته گفت: “چی ؟ چه بود؟” من نیاز به این صدا به صحبت کردن. من نیاز به آن را ندارد همه یک راز است. من نیاز به دانستن چه جهنم او فکر می کردم.

صدای نیست استفاده می شود به صحبت کردن پس از آن gurgled در phlegmy زمزمه: جهنم فرشته به نام Burl یکی دور خود موتور را از نزدیک دانش در مورد رها شده توسط یک مادر است. او می خواهم بگویم روبی آنچه که او باید انتظار زمانی که او به کالیفرنیا که آیا او می خواست به او اعتقاد دارند یا نه. این توصیه روبی می تواند با او برای بقیه سفر چیزی به ساییدن در او. چه جهنم فرشته تا به حال به می گویند خوب نبود, اخبار, اما حقیقت این نیاز در آن لحظه در داستان است.

گنجاندن این صحنه در سمت راست آن فرم مهم بود به این روایت به عنوان یک کل – یک حقیقت به روح رمان. در حالی که این گروه بود و درست زمانی که آنها گفت: صحنه کار خوبی نیست که نیست معنی آن را نمی تواند کار داده شده کمی تجدید نظر و کل بسیاری از تنظیم به که زمزمه درونی نوشتن ، من.

من هنوز هم نگاه به گروه من برای انتقادات و پیشنهادات – بعد از همه, آنها هنوز هم دقیق و به دنبال بهتر از من بود – اما در حال حاضر من وارد با سوالات خاص در ذهن سوالات به آنچه من متوقف شد در صحنه است. من مقدمه هر قطعه با آنچه که من از آنها می خواستم چیزی که من احساس کردم ممکن است از دست رفته و یا آنچه آنها فکر از دست رفته بود. به عنوان آنها به من گفت آنچه که من نیاز من گوش, اما این بار من جستجو انتقادات و پیشنهادات خود را برای آنچه طنین انداز درون من چه بود در خط با نیت از داستان است. در این راه تنها پنج پیش نویس من رو به پایان است. من آهسته یادگیرنده و تمایلی به رها کردن که مایل به گفته شود چه کاری انجام دهید.

این تجربه من است اما نوشتن در گروه ها تجربه متفاوت برای همه. زمانی که من از یک دوست چه او بزرگترین مانع شد و او پاسخ داد: “نفس است.” او تا به حال به یاد بگیرند که به چه خوانندگان پیشنهاد شده است. درس او مخالف بود از معدن. او نمی خواست به هیچ یک از توصیه های خود را, اما راه سخت آموخته است که شاید ورودی خود را با ارزش بود.

علاوه بر ارزشمند ورودی دریافت کرد که خوانندگان نقد و بررسی یک کار در حال پیشرفت یک گروه فراهم می کند بسیاری از دیگر سطح حمایت در این دنیا تنهایی از نوشتن است. شما نمی توانید نوشتن در خلاء است. شاید شما می توانید, اما چگونه شما می دانم که اگر کار خود را طنین انداز و یا اگر آن را در محتویات یک کیسه جارو برقی? شاید شما اهمیتی نمی دهند اگر شما در حال نوشتن در مورد آمورف bunnies گرد و غبار و skeins اما حتی اگر شما کسی که مادرش ناخن در حالی که این گروه می دهد سازنده نقد نوشتن یک گروه نیز فراهم می کند یک مهلت. پاسخگوئی به نگه داشتن قلم به صفحه دانستن کسی انتظار داشتم صفحات و نه دری وری سخن گفتن این است که آنچه به من رمه را به پایان. مهلت چگونه روزنامه ها دریافت شده و بسیاری از رمان است. حتی کتاب با گرد و غبار از bunnies به عنوان شخصیت های اصلی.

من نمی توانستم نوشته رمان من بدون آن دسته از زنان (به علاوه یک مرد). رفاقت غذایی که ما مصرف می شود ورودی که بیشتر از نه نقطه به ارزش و وزن خود را در کتاب به من. من ممکن است یک زن جوان بوالهوس اما من birthed شاد و تندرست کودک کتاب با کمک آنها.

چگونه می توانم به شما پیدا کردن یک گروه ؟ بسیاری از نوشتن گروه های تشکیل شده در پایان کارگاه های آموزشی. کلاس تصمیم می گیرد برای ادامه جلسه پس از مدرسه سه ماهه و یا برنامه تابستان به پایان رسیده است. من دیده ام بیش از چند رمان منتشر شده آمده از این گروه است. همچنین بسیاری از دوستی, اگر شما به این نوع از چیزی. بسیاری از شهرهای نوشتن مراکز که در آن آنها را بخوانید و گروه های نقد برای هزینه. معلم-رهبری گروه اغلب کمک به جلوگیری از نابینا-پیشرو-the-blind, سندرم اما گروه همسالان نیز ارائه پشتیبانی و اگر خوب بخوانید, گروه, سپس آنها می دانند که خوانندگان آنها چه می خواهند و نیاز در یک داستان.

بهتر است به درخواست مادر خود یا همسر خود به خود خواننده است. این است که این موضوع به دلیل ما می خواهیم بازخورد و آنها می خواهند برای کمک به, اما شما نیاز به انتقاد سازنده. مطمئن شوید که شما فکر می کنم شوهر شما ورودی سازنده است و او همیشه با شما صادق اما مگر او E. B. White یا جک کرواک پیدا کردن بی طرفانه خوان. اگر او E. B. یا جک, شما احتمالا دیگر مسائل مربوط به ارتباط هر حال. در پایان شما می خواهید بیش از یک مجموعه از چشم بر روی صفحات خود را و شما می خواهید برای پیدا کردن یک خوب قوی خوان یا دو یا هشت.

دیگر از نوشتن یک نویسنده می تواند در خانه بماند با خیال راحت سفارش در نه صحبت کردن با یک روح و خوب انجام دهد. زمانی که تمام جهان در مستند زوم نگه داشته است انفرادی نویسنده در تماس با او critiquers. من هنوز هم متعلق به نوشتن ، نه همان فانتزی هالیوود ، من زمان اعضای گروه هنوز هم دقیق غنی تر و زیبا تر از من اما نزدیک به خانه من نیست باید از رانندگی طولانی. تنها میان وعده ما پای من را به دلیل خوردن احساسی یک چیز واقعی است.

با قرنطینه گروه ما ملاقات در زوم که در آن ما به اشتراک بگذارید پای و یا هر گونه مواد غذایی, اما همه ما به اشتراک بگذارید ما کار و ورودی و یک مهلت برای دریافت صفحات ما قبل از هر پنج شنبه. ما با همان مهلت و نقد به عنوان ما تا به حال قبل از همه گیر را بدون نیاز به ترک خانه. با نوشتن گروه در حال حاضر در حال حاضر نویسندگان ممکن است یک گروه که در ارتباط با نیاز به رفتن به عقب به جهان حتی زمانی که ویروس از بین رفته.

مگر ما می خواهید به بیرون رفتن برای برخی از پای.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de