“من تو را دیدم یک مرد حمل مادر خود را در پشت خود من او را دیدم خونریزی فوت”

دهلی نو: “من مادر خود را از دست داده کار به دلیل مستند. ما بازمانده بر آنچه من مدیر مدرسه Dhyani آقا همیشه با توجه به عنوان هدیه شخصی من به من را تشویق به مطالعه است. مدیر آقا, است که پدر در زندگی من است. من خواهد بود که هیچ اگر نه برای او. من خواهد بود به پایان رسید و بدون او” برای Shivam معاون مدیر Dhyani دولت ارشد دبیرستان TrilokPuri یک گورو به معنای واقعی. یک مربی که خال خال Shivam را هدیه ای از هنر و نگهداری یک چشم بر پسر که زندگی پر از چالش های است که می تواند فلج قوی ترین مرد.

Shivam با استفاده از یک نام و می گوید: او از 18 سال. او مطرح شده توسط یک مادر تنها و او تنها است او مدیون هیچ گونه وفاداری به. مینا مادر خود را نیز در بالاترین نگرانی به عنوان سال سختی گرفته اند عوارض خود را در 45 سال’shealth چیزی او غفلت به عنوان اولویت Shivam و آموزش و پرورش خود را. “من از ورود به یک مدرسه عظیم بود مبارزه است. من نمی هر گونه مدارک شناسایی” اما مادر من موفق به دریافت من تحصیل کرده به نحوی. تا پایان این سال تحصیلی Shivam را برای نشستن او در کلاس 12th آزمون و پس از آن امید به مطالعه بیشتر است. خجالتی و ریزه اندام شکل او را به رسا ترین و در حال حاضر بسیار ناراحت با جهش از آکنه بر روی صورت خود را. “من خوشحالم که همه ما مجبور به پوشیدن ماسک در حال حاضر” او می خندد. چشمان او در حال رسا و منعکس کننده احساسات خود را برق زده هنگامی که او سهام برای برنامه های آینده و تیرگی زمانی که او صحبت می کند از آنچه که باعث می شود او را غمگین “من را دیده اند بنابراین تلاش زیادی در زندگی است که من احساس می کنم من بیش از حد سریع است. “

Covid-19 همه گیر

که مادام العمر مبارزه برای زنده ماندن, اما, paled در مقایسه با اتفاقاتی که گشوده به عنوان ملی مستند اعلام شد یک بار Covid-19 بیماری همه گیر. بیش از حد هوشیار Shivam دیدم برای اولین بار در زندگی خود انسان exodus مردم فرار از نامرئی دشمن که خود را خانه شهر دهلی نو تبدیل شده بود به برای lakhs شدند. آنها راه رفتن به روستاهای خود در بزرگراه ها چند کیلومتر از کلبه خانه Shivam و مادر خود زندگی می کردند. او نگه داشته و او را در داخل خانه اما او همه چیز را دیدم در اخبار او چسب را بر روی تلفن خود را. “من مشاهده آنچه اتفاق می افتد در اطراف من. من تو را دیدم اخبار و تمام تصاویر را بر روی تلفن من است که مادرم خریده بود برای من در اقساط چند سال پیش. این تصاویر مرا شوکه کرد. من تو را دیدم یک مرد حمل مادر خود را در پشت خود را. من تو را دیدم خود را خونریزی ، بسیاری از مهاجران به حال خونریزی ، این گیر کرده بود در سر من” به یاد می آورد Shivan که بیدار ماند بیش از حد آشفته به خواب آن شب.

او نیاز به بیان تعارض درون. بنابراین او تنها راه او می دانست که “من نشسته تا در زمان یک قلم و کاغذ و شروع به نقاشی. این یک قلم قرمز آن همه من تا به حال در خانه” قرمز رنگ خون تا به حال نشان داده شده خود را. “من کشید مهاجر خون خیس رد پای. سپس من به یاد خانواده هایی که من دیدم راه رفتن و درو ارقام. من می توانم احساس درد خود را. من هستم فقیر من هیچ چیز, اما آنها بدتر. آنها حتی نمی باید چه کنم. من می توانم آن را تحمل نمی کند,” صدای او را تکان داد در حافظه است.

ایمان خود را در هنر به عنوان یک بیان و اعتقاد است که آن را کمک می کند همه چیز تغییر کرده است ثابت باقی مانده است. “من و مادرم چیزی نیست اما این بچه های کوچک بودند که راه رفتن به خانه با معده خالی.” این ‘مهاجران رد پای’ به عنوان این خبرنگار تماس پادشاه از آثار هنری که شما را لمس فورا. این نقشه آنلاین ارسال شده توسط معاون مدرسه BP Dhyani. به زودی به اندازه کافی آن را ویروسی رفت. ارشد روزنامه نگاران توییتی و دوباره توییتی آن است. سپس Shivam خود داستان زندگی مشترک شد. به زودی به اندازه کافی همه چیز تغییر زندگی به عنوان Shivam یک بار آن را می دانستند گرفته شده به نوبه خود برای بهتر. “هر کس قدردانی آثار هنری من, من آن را انتظار نیست. Dhyani آقا آن را به صورت آنلاین و هر کس شنیده داستان من بیش از حد. مردم اهدا حتی برای ما اجاره. من شگفت زده شد.” Shivam به خاطر گفتن مادر خود را که همه چیز در مورد تغییر و که او را به مراقبت از او را در حال حاضر.

بهترین سال های زندگی خود را تا به حال او می گوید. “تولد من 26 اوت سال 1999 من فکر می کنم مادرم به من گفت یک بار هر چند او از دست من گواهی تولد. من می دانم که من در آن متولد شد در دهلی نو,” او اضافه می کند. مدرسه مقالات می گویند او 18 است, بنابراین این چیزی است که خود را رسمی عصر. مهم نیست که به Shivam آن سال که هنوز به شکل میگیرد که “من می خواهم به خرید یک خانه وقتی که من کسب درآمد خوب,” او می گوید که هدف او در زندگی است. مینا مادر او همیشه به حال یک زندگی سخت است. او خود را پدر بسیار سخت بود و خواهد رسید. “او نه آموزش او حتی زمانی که او می خواست به مطالعه برادر و خواهر بودند به مدرسه فرستاده می گوید:” Shivam. او برای رسیدن به Ashok, بسیار, پیرمرد, مرد زن مرده که تا به حال دو پسر. او آنها را دوست داشت و در زمان مراقبت از آنها. “او الکلی و ضرب و شتم مادر من ما زندگی می کردند در نزدیکی بدرپور مرز. یک روز او برای فرار از ضرب و شتم و برای محافظت از من. او آمد به خانه پدر بزرگ در سراسر شهر در Trilokpuri. ما به زودی شنیده ام که پدر من فوت کرده است با توجه به نارسایی کبد.”

الکلی

اگر آن را یک شوک Shivam و مادر خود را در حال حاضر به حال برای مقابله با پدر خود که او نیز یک الکلی و نیز ضرب و شتم دختر خود را. “او پدر خانه و اجاره اتاق برای ما. او سپس در زمان کار کردن به عنوان یک پاک کن. من حتی نمی توانید تصور کنید که چقدر او تلاش می کرد به من. من آغاز شده و تحقق آن به عنوان بزرگ شدم. ما خواب گرسنه است. ما شده اند بی خانمان و زندگی در زیر یک درخت در حالی که” او می گوید. او با این حال همیشه مصر است که او از رفتن به مدرسه به نحوی. “او نمی خواست من به محروم آموزش و پرورش مانند او بود. من تا به حال به مطالعه در خود من. من شروع به تحصیل در اطراف 2009. من 12 سال من فکر می کنم زمانی که پیوست کلاس یک. دیگران در کلاس بودند بچه های کوچک است. من احساس عجیب و غریب حتی صندلی و میز کوچک بودند. اما بعد شروع کردم به تحصیل شد شادترین یکی در زندگی من تا کنون. من نمی دانم هر چیزی در قبل و بعد از من شروع به حضور در مدرسه شروع به کار و یادگیری سریع. من تا به حال معلمان بزرگ حتی در مدرسه ابتدایی. وقتی که من مدرسه کیف و کتاب من deliriously شادی.” Shivam چشم چشمک زدن در خاطرات شاد و خوشی.

او به یاد می آورد که می ترسم چرا که او نمی داند هر چیزی. اما به زودی به اندازه کافی او مشتاق به ماندن در مدرسه در تمام طول روز. “من ساخته شده بسیاری از دوستان و بچه های کوچک. من معروف بود که در مدرسه به زودی. حدس بزنید چه? چون من می تواند در قرعه کشی و رنگ” او به یاد یکی دیگر از مربی در دولت مدرسه ابتدایی. “اصل Rampal آقا به رسمیت شناخته شده من استعداد یک روز او را دیدم من نقشه کشی در کتاب من و از من خواست به قرعه کشی در تخته سیاه. من درو Shivji و Hanumanji و کل کلاس شروع به کف زدن.”

مادر او یک کار خوب به عنوان یک تمیز کننده در خانه صادرات در Noida. اما به زودی او بسیار ناخوش به دلیل استرس ناشی از فقر مطلق و او خود را از دست داده است. “بنابراین ما شروع به نقاشی گچ پاریس مجسمه در خانه. من خوب نقاشی به دست آورده و بیش از او 1,500 تومان زمانی که من 14 ساله” او به یاد می آورد. اما رنگ گازهای سمی ساخته شده Shivam بیمار “من غش هنگامی که ما تا به حال به ترک این کار است. ما تا به حال هیچ پول برای پرداخت اجاره. هیچ کس به ما کمک کرد. مادر من سمت چپ من با مادر بزرگم و به کار می رفت جایی.”

او هرگز به عقب نگاه کرد و پیوست فعلی خود را در کلاس شش. او به خاطر تحصیل توسط خود چون او نمی تواند به استطاعت شهریه. او همچنین تمرین نقشه کشی. گذراندن امتحانات یکی یکی انصراف از طریق ریاضی. در کلاس نه Shivam نیز در زمان یک کار پاره وقت به عنوان یک پاک کننده “من رفت و به کار در صبح و سپس در شب و من می خواهم پیاده روی که در Noida در 6 هستم. من جاروب و mopped طبقه در دو دفتر است. اصلی Dhyani دیدم که در برخی از روزها من مدرسه را از دست ندهید چرا که من تا به حال به انجام مادرم کار در روز او ناخوش بود به صرفه جویی در کار خود را. آقا به من زنگ زد و از من خواست به ترک کار من و گفت: او را به من پرداخت حقوق من به دست آورده است. پس از آن او شده است به من 2,000 تومان و به من گفت به تمرکز بر مطالعات من. که پول کمک به پرداخت هزینه برای ما غذا و دارو است.”

اما مادر و پسر هنوز هم تا به حال برای پرداخت اجاره و پول قرض گرفته شده برای پرداخت مینا را دارو. پس از مستند چیزهایی که تا به حال ضربه پایین سنگ به صورت آنها. خوشبختانه Shivam استعداد و حمایت از نمرات از شهروندان که اهدا نقدی و ارائه کمک بیشتری به آنها داده یک شانس دوم در زندگی است. “مادر من خیلی خوشحال است در حال حاضر او را به رقص اگر او قوی تر بود. او شروع به گریه زمانی که او شنیده ام که مردم پول به من داد و او می ترسم از چشم بد” Shivam می گوید. او می خواهد به پرداخت تمام اجاره دلیل اول و سپس “خرید مواد غذایی و دارو است.”

“حتی لباس من داده شد توسط عموی من. من دوست دارم لباس خوب اما من نمی خواهم به فکر می کنم در مورد این در حال حاضر. من حتی نمی خواهد ازدواج تا من بسیار موفق است. من می خواهم به یک هنرمند حرفه ای یکی. اما حتی اگر من یک کار در یک مرکز تماس من آن را تا. من نیاز به کسب درآمد برای مادرم. من دوست دارم به عنوان یک هنرمند و یا یک نقاشی ، مدیر آقا نیز نشان می دهد هنرهای زیبا. اما او می خواهد من را به خوبی در کلاس 12” او تا به رویاهای بزرگ می داند اما راه پیش رو است و می تواند پر از دست انداز هنوز هم “من نیاز به یادگیری زیادی در مورد هنر, اطلاعات در مورد رنگ های یادگیری فنی از هنر من باید به کار سخت من می دانم. من زمان از دست رفته به دلیل مستند.” او می گوید فوری او هدف این است که برای عبور از کلاس 12 و او نمی تواند صبر کنید برای مدرسه برای بازگشایی به زودی “یک کلاس درس است رضایت بخش تر از مطالعه آنلاین. من از ذهن نیست که حتی از آمدن به مدرسه در روز یکشنبه. من لازم نیست که کتاب در عین حال از آنجا که من تا به حال هیچ پول. من مطالعه آنلاین و حتی در یوتیوب. من به کتاب به زودی.”

او همچنین نیاز به یک ظرف کارت به زودی او می گوید: بنابراین او می تواند باز کردن یک حساب کاربری که در آن او را نجات خواهد, خود, “درآمد به عنوان یک هنرمند است.” اگر همه به خوبی می رود, او ممکن است به زودی فروش ‘مهاجر را رد پای’ به یک جمع به زودی و صرفه جویی در پول برای آینده “من می خواهم به نگاهی به زبان انگلیسی از درس و همچنین کسب اطلاعات بیشتر در مورد رایانه.” این او احساس می کند به او کمک خواهد کرد کسب درآمد به اندازه کافی برای خرید یک خانه برای مادرش “من نمی خواهم او را به مبارزه هرگز دوباره. من حتی یک روانی عکس از خانه ما. آن را به یک باغ کوچک و زیبا اتاق و یک ایوان با یک tulsi گیاه و یک معبد برای مادرم. من می خواهم یک خانه باز. من عاشق باغبانی.”

“من هنوز هم نمی توانم باور کنم که آنچه که اتفاق می افتد به من در حال حاضر. من نمی توانست تصور آن است. من دیدم عشق و حمایت است که در توییتر. بسیاری ارائه شده برای کمک به. این شانس من. خدا به من این فرصت را حتی زمانی که بار بسیار بد است. جهان باز است تا برای من کار سخت خواهد شد. من فقط به حال یک رویا است. در حال حاضر من انجام خواهد همه از آن.”

Shivam همچنین می خواهد به پرداخت به جلو شاید داوطلب به آموزش رقص و هنر است. “رقص من است دیگر دوست دارم. من می خواهم به آموزش تناسب اندام رقص که یکی از اهداف من است. مردم از آن لذت ببرید و آن را به خوبی می پردازد. من نیز آن را یاد بگیرند. من بسیاری از برنامه های” او می گوید. بالاتر از همه چیز او امیدوار است که مهاجران رسیده اند خانه های خود را امن است.


دریافت آخرین به روز رسانی در شهرستان حیدرآباد, اخبار, تکنولوژی, سرگرمی, ورزش, سیاست و داستان بالا در WhatsApp & Telegram با عضویت در کانال ما. شما همچنین می توانید با ما دانلود نرم افزار برای اندروید و iOS.


tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de