جشن عید در حیدرآباد–مینی هند

M Somasekhar

حیدرآباد: حلیم محض Khorma و دوستی خوب. ماه رمضان بود و بی پروا مخلوط در حیدرآباد. سفر به “بهشت خریداران’- شب بازار در سراسر تاریخی Charminar حداقل یک شب با خانواده باید بود.

در طول یک سال ما فرود آمد تا در همکارم از هندو, K Venkateswarlu خانه در حسینی علم. ما تا به حال یک شب فوق العاده از مواد غذایی خوب و چت با –Warlu Shivani و بچه ها در سبز گیتس (اجدادی محل اقامت).

در هندو دفتر حلیم از Pista خانه و یا یکی از یکی بهتر است در این شهر که به طور منظم در طول رمضان حسن نیت ارائه میدهد و ما عکاس محمد یوسف; روزنامه نگار و همکاران-J S Ifthekar و آصف یار خان. نیز وجود دارد در خانه محض Khorma و مسائل را از آصف و سید محمد, در سال های اخیر.

برای برخی از ما دوستان سفر به بهشت شاه Ghouse, Sarvi یا Bashirbagh کافه بهار برای بریانی باید بود. گاهی یک شب به باشگاه مطبوعات حیدرآباد که به معرفی خود و نوع حلیم حسن نیت ارائه میدهد و خوب طبخ یوسف شد بر روی کارت.

1980s & 1990s:

بهترین فاز من mingling با دوستان, سلام, آغوش گرم و به اشتراک گذاری در رمضان و Bakrid اتفاق افتاده فقط پس از کالج و حرفه ای در سال به عنوان یک روزنامه نگار در طول 1983-93. پس از مطالعه متوسط در Aliya Jr دانشگاه و در رشته Nizam College, من تا به حال هیچ قحط و غلا از دوستان مسلمان.

من به یاد بیاورید معمولی روز عید مدتی در اواخر 1980s. من تا به حال شهوت و میل خاصی به محض Khorma و بریانی. در میان بستگان نزدیک بیش از حد آن شناخته شده بود که من لذت می برد ‘Semiya Payasam’ (ورمیشل).

پس رمضان بود اتصالات زمان به افراط. یک سال من به یاد بیاورید آن در حدود 11 در من آغاز شده است در من وسپا LML 150 (آن را یک دستاورد داشتن یکی از آن روزها بود آن را به عنوان یک برند ایتالیایی به رقابت در برابر Bajaj روروک مخصوص بچه ها) و من برای اولین بار متوقف شد در Imtiaz محمد ( من متوسط اچ) که زندگی در یک خانه بزرگ در نزدیکی Musheerabad Chowrastha. پدرش سردار علی خان (معاون مدیر Nizam College) به خصوص دوست من. پس از یک دور محض Khorma و احترام به سردار saheb من نقل مکان کرد.

PTI بود در Hyderguda در نزدیکی سنت پل ، پس از آن تعطیلات و کار کوچک, یک حضور مارک ورزش مورد نیاز بود.پس از چند تماس برای بررسی هر گونه جرم و جنایت و یا دیگر تحولات من راه افتادیم به سمت مقصد بعدی. رئیس من خبرنگار در آن روزها بود Jamaluddin علی خان, نرم, صحبت, ‘حاجی’ که کارآمد مدیریت دفتر. وجود دارد Kaleem Ur Rehman به گیرنده با تعداد زیادی از مخاطبین (پدر ضیا Ur Rehman شد یک روزنامه نگار بیش از حد).

فقط بعد از ظهر من فرود آمد تا در Kaleem در تپه Banjara. در اینجا یک دوست بزرگ گروه خواهد فرود Srinath Avula, Kishore (ساز), راوی Surapaneni (الکترونیک صنعت) Srinivas و Gokul Singh, پر جنب و جوش پلیس شلوار بی خشتک گاوداران ، “ما خواهد شد به محض Khorma و eatables ویژه ساخته شده توسط Mrs Kaleem و مادر خود را به عنوان ما رد و بدل سلام.
به آرامی پست ناهار مقصد من بود قرمز تپه منطقه که در آن برای اولین بار من خوش آمد می گوید جمال و خانواده و سپس به ریاض Arasthu ، من در بر داشت Arasthu پدر–D یوسف حسین, یک اشاره چشم پزشک خانم Arasthu به خوبی بخوانید lady–به خصوص گرم و مراقبت. در عظیم ییلاقی, tastefully طراحی و سبز قرار دارد و مجموعه ای غنی از کتاب ایستاده بود و یک آستین 1930 ، زمان استفاده فقط پرواز. من و ریاض را پس از تماس در Imtiaz Quereshi ما Nizam College تاریخ و پدرش یوسف Quereshi ساب یک MLC (که خواهد آمد به PTI) به طور منظم. این امر می تواند سریع قرار ملاقات گذاشتن برای چند مشترک دوستان در تپه.

از آن زمان به بازگشت به PTI حدود ساعت 4.30 بعد از ظهر. دوباره چند تماس, مراقبت از مطبوعات و دور از چای با همکاران ارشد Ram Murthy و Seshadri دنبال کرد. در حدود 7.30 بعد از من راه من به Adarsh نگر مستعمره (در نزدیکی Birla Mandir) و خانه اشاره کرد روانپزشک از 1980s, Dr S مجید خان.

که در سال به نحوی Dr Khan ساب از من خواست به جای او. من تا به حال شده است در تعامل با او را به صورت داستان برای برخی از زمان. اما این آسان نیست به آوازی در مورد رفتن به خانه از یک روانپزشک آن روز. بنابراین من ساخته شده راه من با به جای بیم و هراس. جمع شد واقعا یکی از شناخته شده پزشکان. در آن زمان من رد و بدل سلام من در تعجب. من با Ms Khahkashan خان من دسته ای-mate در نظام کالج. همیشه می دانستم که پدر او یک پزشک است اما هرگز فکر نمی کردم که این امر می تواند روانپزشک مجید خان. شب به پایان رسید بسیار دلپذیر توجه واقع شده است.

آن را در حال حاضر جذاب و لذت بخش اما طولانی و به چالش کشیدن بعد. اما در عین حال یکی دیگر از بازدید شد و هنوز هم به دلیل. من وسپا من سوار به Ghasmandi در سکوندربد و به خانه Mustafa Kamal, یکی دیگر از Nizamian batchmates. او از یک خانواده بزرگ از برادران (اکبر در حال حاضر به خوبی حل و فصل در نیوزیلند) و خواهر. این یک باید است که من تا به حال بریانی یا خانه خود را ساخته شده مواد غذایی و استقبال و گفتگو با آنها است.

همه این درگیری به وضوح پایان من را حدود نیمه شب به من راه خانه را در Musheerabad.

کسانی که به یاد ماندنی اعیاد & تکرار بیش از چندین سال. بودند بسیاری وجود دارد و نمرات از دوستان من که من قادر به ذکر است اما این روزها خیلی خوشحال است.

در سال های اخیر با رسانه های اجتماعی, WhatsApp, SMS, تماس بوده است به آرامی جایگزین جلسات و با سلام.

عید 2020:

اما عید سال 2020 تبدیل شده است به طور کامل منحصر به فرد—sans تمام فیزیکی بازديد موضوعات و می خورد اما به همه دوستان خوب من و خانواده و عشق و گرمی و سلام همان باقی خواهد ماند.

Somasekhar Mulugu سابق Associate Editor & رئیس اداره هندو BusinessLine است که به خوبی شناخته شده سیاسی, کسب و کار و علم نویسنده و تحلیلگر مستقر در حیدرآباد.


دریافت آخرین به روز رسانی در شهرستان حیدرآباد, اخبار, تکنولوژی, سرگرمی, ورزش, سیاست و داستان بالا در WhatsApp & Telegram با عضویت در کانال ما. شما همچنین می توانید با ما دانلود نرم افزار برای اندروید و iOS.


tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.de