شلخته میانسال مامان: ماجراهای در خرید خارجی

به عنوان شما ممکن است متوجه شده من چیز دیگری را انجام دهد, بنابراین من زمان زیادی را صرف فکر کردن در مورد مکان من سفر کردم و تمام راه هایی که من موفق به پیچ ، دوستان من متهم من از بی ثباتی طولانی موفق رژیم در کشورهای خارجی چون معمولا درست بعد از من ترک در جایی که دولت از هم جدا می افتد. این هیچ شوخی است. وجود یک کودتای نظامی در تایلند است که قبلا یک دولت با ثبات است. پس از ما به مصر رفت وجود بهار عربی. و شورش آغاز شده در کنیا درست بعد از ما آفریقایی صفری.

در حال حاضر من شتابزده به اشاره است که من به طور خاص واقع شود هر یک از این حوادث اما آن را نمی خواهد من تعجب اگر من.

وجود دارد آن زمان من تا به حال تماس با پلیس برای فرار از bedoin چادر در صحرا.

من در زمان یوزپلنگ پسر و دختر به مصر و پس از آن ما شاهد اهرام مصر و مومیایی و دره پادشاهان ما صرف ما چند روز گذشته در صحرای سینا در دریای سرخ با بهره گیری از آب گرم و کافه فرهنگ وجود دارد در یک شهر به نام Dahab. کافه نشستن در pilings بیش از آب بنابراین شما سهام خود را نقطه در سایه میز یا در یک آفتابی سونا و صرف روز وجود دارد پریدن در آب برای خنک کردن از زمان به زمان و سفارش به اندازه کافی مواد غذایی و نوشیدنی به نگه داشتن مالک مبارک.

در حالی که بچه ها خاموش بودند, غواصی, من نوشید چرب و فکر در مورد سفر. و متوجه شدم من تا به حال خریداری عملا هیچ چیز به آن را به عنوان سوغات.

دیدن مصر راه خرید این است که نقطه مقابل به معدن. من می خواهم به یک توریست خرید بازی و آنها می خواهم که قفسه های کوچک توریستی خرده ریز را در مقابل فروشگاه, درست مثل در هر نقطه. در حال حاضر ما راه خرید خواهد بود به فهرست و اگر شما پیدا کردن که مناسب سوغات مصر قلم (ساخته شده در چین) را به عنوان هدیه به شما بپرسید چقدر و سپس شما تصمیم می گیرید اگر آن را به ارزش پول به شما. اگر نه, شما حرکت کردن و نگاه کردن به چیزی که بعد از. درست است ؟

که چگونه همه چیز کار می کرد وجود دارد. من می پرسند: “چقدر؟” و آنها را از من بپرسید چقدر من می خواستم به پرداخت. در حال حاضر این است که یک کلاسیک چانه زنی شگرد در سراسر جهان است. آنها یک قیمت شما مایل به خرج کردن و سپس آنها را به خنده داشته و به شما بگویم که به هیچ وجه آنها می تواند قبول چنین مسخره مجموع کم, چرا یک کارگر تاريخيش به روز به آن را.

و البته او ممکن است اما در یک زندان در چین است. سپس فروشنده طول می کشد بازوی خود را و شما منجر به مغازه اش که پر از چیزهایی است که هزینه زیادی بیش از یک قلم و به شما می گوید برای نشستن او را به خاطر ساخت چای. این بخشی از یک آیین باستانی بین خریدار و فروشنده و تحت شرایطی دیگر من را در پیدا کردن آن جالب است اما من احساس نمی مانند در اختیار داشتن یک مصیبت فقط به قیمت یک قلم ساخته شده در چین. بنابراین من می خواهم به می گویند با تشکر از شما و شروع به راه رفتن در حالی که مغازه دار همه چیز را در قدرت خود را برای من نگه دارید وجود دارد.

به هر حال من در بر داشت این همه آزار دهنده است, بنابراین من فقط اجتناب شود خرید در دسترس نباشد. تا Dahab زمانی که متوجه شدم که من در ترک مصر با هیچ سوغاتی. وجود دارد همه این Bedoin سبک چادر راه اندازی در کنار ساحل و تفرجگاه جلو, بنابراین من تصمیم به گرفتن یک نگاه. یوزپلنگ پسر می خواستم یک پنبه مصر hoodie, و من فکر کردم این امر می تواند ارزان به دلیل دستمزد وجود دارد بسیار پایین است.

من با اشاره به یکی از حلق آویز در مقابل چادر و مطمئن شوید به اندازه کافی در یک دوم من شده بود اغوا داخل و چای آماده بودن بود. و من هنوز هم نمی دانم چقدر hoodie هزینه. من شاید 10 دلار است. در همین حال در حالی که آب پخته بودن انبوهی از بالش را پوشش می دهد و پتو و سایر متعلقات می شد گشوده برای مطالعه کنید. من بی تاب است, اما آن را مانند گرفتن دندان های خود را تمیز, من نمیفهمد من فقط به حال برای تحمل و قدرت آن را به صفحه اصلی هر چیزی.

در ضمن بچه ها بودند از غواصی و تماشای همه چیز از بیرون چادر.

من در نهایت نام یک قیمت برای من hoodie و فروشنده خندید داشته باشد ، سپس او به من گفت گرمکن پوش فراهم خواهد هزینه $70. من فشار خون رفت و از طریق سقف در حال توهین می خواهم که من افتاده و شروع به راه رفتن به بیرون از چادر. جز این که من نمی توانستم راه رفتن چون فروشنده به من اجازه نمی را ترک کنند. او متوجه شد که او می خواهم قضاوت نادرست عمق حماقت بنابراین او سعی میکرد به من فشار پایین در مدفوع من فقط نگه داشته و در تلاش برای به دست آوردن گذشته او را به خارج شدن از فروشگاه. “اجازه دهید من!” فریاد من در نا امیدی. او نمی خواهد به من اجازه رفتن.

بنابراین من فقط شروع به فریاد “پلیس!” در بالای ریه های من. این جلب توجه از دیگر مغازه داران و همچنین رهگذران. بچه ها من بودند و ستد با خنده.

در سحر و جادو کلمه مغازه دار حمایت کردن به عنوان اگر من در آتش و عملا محوری من از خود فروشگاه. Whew. خوب است رهایی. همانطور که من شروع به راه رفتن کردن فروشنده دیگری راه می رفت بالا و گفت: در صدای کم برای من برای آمدن به فروشگاه خود را. من به دنبال او. او به من فروخته شده مشابه hoodie برای $11. و پس از آن یک زن و شوهر از زیبایی های رنگارنگ پارچه که Bedoins استفاده برای تزئین داخل چادر خود را. آنها را بزرگ سفره.

در این روز بچه ها را در مماس و شروع به فریاد “پلیس!” در همان پاچه صدای من استفاده می شود. و ما یک خنده خوب است.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

مرکز

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*