دهلی نو: قفل شده است و در دو اتاق خانه برای بیش از 40 روز من ایستاده هر روز در نزدیکی پنجره من خندان در نور خورشید و قدردانی از نادر آبی آسمان از دهلی نو است. من به دنبال نشانه هایی از زندگی در اطراف من – کبوتر و بادبادک در روز و ماه و ستارگان در شب.

بسیار شبیه به بقیه بشریت در سراسر جهان است که می یابد خود را در یک اقدام بی سابقه مستند, من بیش از حد در تلاش برای ایجاد حس از این انزوا و سکوت در اطراف ما.

اما این نیست که من اولین بار محدود بودن. در گذشته بیش از حد من خارج سعی کنید برای پیدا کردن زندگی است. نه از طریق یک پنجره اما از طریق میله خارج سلول انفرادی بند در Tihar مرکزی زندان است. گذشته یک و نیم ماه شده اند دوباره بازی از خاطرات و احساسات من در طول این 14 سال من در زندان است.

من به تنهایی نیست. پس از اعلام از مستند من آمده اند در سراسر چندین نفر در مقایسه با تجربه خود را از محدود بودن در خانه های خود به زندان است. “آن احساس می کند مانند یک زندان”های مختلف دوستان و آشنایان به من گفت. “من احساس می کنم خفه در چهار دیوار در حال حاضر. زمانی که ما خواهد بود و قادر به دیدار با دوستان و خانواده ما دوباره؟”

من به طور کامل نمی تواند درک استفاده از استعاره بودن در زندان برای این مستند.

بازداشت غیر قانونی

من محدود شد در سه زندان Tihar زندان مرکزی در دهلی نو Dasna منطقه زندان در Ghaziabad و منطقه روتک زندان از سال 1998 تا 2012. به طور غیر قانونی بازداشت و در سن 19 سالگی بیش از ساخته اتهام تروریسم, من صرف 14 سال از زندگی من در زندان است.

امروز من خودم را محدود به چهار دیوار بدون حس از زمان تلاش برای به یاد داشته باشید تاریخ و روز هفته. زندگی می پوشد خالی, خاموش, نگاه دوباره.

در مطلق سطح لجستیک من خودم را در موقعیت مشابه. بسیار شبیه زندان من اجتناب از دست می لرزد و نه از ترس از شکستن سلسله مراتب از زندان اما از ترس از گسترش ویروس. عبور سیستم اعطای محدود مجوز از جسارت در خارج به نظر می رسد مانند آزادی مشروط سیستم به من اگر چه نه همه زندانیان می تواند آن را تقبل کنند. من جدا نشده و کثیف اصلاح بیش از حد است یادآوری از زمان زندان.

اما برای همه شباهت این نیست زندان است. هیچ چیز روح انسان مانند زندان است.

رد تماس انسان

امروز اگر چه محدود در خانه ما ما با خانواده ما. ما پدر و مادر ما شریک و کودکان برای به اشتراک گذاشتن غم و لبخند با. زندان اجازه نمی دهد که شما لوکس از خانواده است. اگر چه زندانیان مجاز به ملاقات با خانواده خود را یک یا دو بار در هفته اما در کوچک که mulaqaatroom
در زندان سرشار از 100 صداهای مختلف از زندانیان و مقامات زندان وجود ندارد و حریم خصوصی. در واقع یک متر فاصله از سیم مش و توری ایستاده بین شما و خانواده خود را. شما می توانید خود را ببینید عزیزان از نزدیک. شما نمی توانید آنها را لمس آغوش گرفتن آنها و یا با آنها گریه. من رد شد یک آرامش آغوش لمس عزیزان برای 14 سال است.

گاهی اوقات شما حتی اجازه ملاقات با خانواده خود را در شرایط اضطراری.

امروز ما لوکس از باز شدن پنجره خیره شدن به آسمان و ستاره ها. در زندان من دیدن ستاره ها برای 14 سال است.

(من همه این چیزها لوکس از آنجا که بسیاری از شهروندان ما بی خانمان های آمریکایی ها دور از خانه و خانواده خود. آنها لازم نیست که این تجملات. بسیاری از آنها در حال مبارزه برای حتی دو وعده غذا در روز.)

ما باید لوکس با اینترنت, تماس با دوستان, اقامت به روز شده در مورد جهان است. در زندان شما در قفس. قطع و با همه شما پیوسته از جان گذشته منتظر دادگاه تاریخ و بازگشت به زندگی “عادی”.

وحشت از سلول انفرادی

در عوض سیستم زندان های ما به طور فعال به رسمیت می شناسد شیوه های جداسازی. غیر انسانی خرد کردن روح عمل سلول انفرادی است که هنوز هم بخشی از سیستم. (تنهایی) آن را به عنوان نامیده می شود سلول انفرادی را انکار می کند و یکی از اساسی ترین حقوق بشر: حق قادر به ارتباط برقرار کردن با یک شخص انسان است.

شما در حال محدود در 8×6 سلول در خلوت گوشه ای از زندان به دور از دیگر زندانیان است. شما مجاز به ملاقات با زندانیان دیگر و تنها مجاز به رفتن به خارج از سلول برای یک یا دو ساعت در روز. راه رفتن در خواب, داخل حمام, توالت – همه شما باید انجام دهید این است که در سلول کوچک. جای تعجب نیست, سلول انفرادی منجر به سلامت روانی بحران و اضطراب و افسردگی و حتی تمایل به خودکشی برای زندگی است.

بنابراین هیچ. این است که هیچ چیز مانند زندان است. ما نه در زندان. ما شده اند به سادگی خواسته به پیروی از هنجارهای اجتماعی فاصله و ماندن در خانه برای کنترل گسترش ویروس مرگبار است.

اما بله من اذعان کرد که انزوا و عدم اطمینان و ترس و سکوت و ناتوانی هستند و احساسات مشترک بین هر دو تجربه است.

و من باور دارم که امروز وقتی ما داده شده است نگاه اجمالی از چگونگی جداسازی احساس می کند شاید ما باید یک درس نیاز به ساخت زندان های ما سیستم های انسانی تر است. امروز هنگامی که ما در حال مبارزه با فضای محدود به حرکت و راه رفتن اجازه دهید فکر می کنم از کسانی که محبوس در 8×6 سلول انفرادی همراه است. زمانی که ما مبارزه را به ماندن در تماس با ما عزیزان دور از خانه اجازه دهید ما فکر می کنم از کسانی که در تیره رنگ mulaaqaat اتاق از هند زندان.

زندانهای ما هنوز عامل تحت استعمار ساختار با کمی انسان را لمس کنید. تقاضای اصلاح سیستم ضروری است. آن را نمی تواند تامین کند. من امیدوارم که این مستند به ما می آموزد که.

توسط Mohammad Aamir Khan

Mohammad Aamir Khan همکاری نویسنده از قاب به عنوان یک تروریست: من 14 سال در تلاش برای اثبات بی گناهی من و یک فعال حقوق بشر همکاری با امان Biradari. او اهدا شد Rs 5 لاخ جبران خسارت توسط ملی کمیسیون حقوق بشر برای خود غیر قانونی و پیگرد قانونی توسط دولت و ماشین آلات. خوانده شده گزیده ای از کتاب خود را در اینجا.

مقاله ویرایش شده و ترجمه شده به فارسی توسط Surbhi Karwa یک alumna قانون ملی دانشگاه دهلی.


دریافت آخرین به روز رسانی در شهرستان حیدرآباد, اخبار, تکنولوژی, سرگرمی, ورزش, سیاست و داستان بالا در WhatsApp & Telegram با عضویت در کانال ما. شما همچنین می توانید با ما دانلود نرم افزار برای اندروید و iOS.


tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de